طرحواره چیست و چرا از مادر شروع می‌شود؟

طرحواره‌های ناسازگار اولیه (Early Maladaptive Schemas) الگوهای عمیق و پایداری از باور، هیجان و خاطره هستند که فرد درباره خودش و روابطش با دیگران در ذهن حمل می‌کند. بر اساس نظریه طرحواره‌درمانی یانگ، این الگوها از دل تعامل اولیه کودک با مراقب اصلی‌اش — که معمولاً مادر است — شکل می‌گیرند. وقتی نیازهای بنیادین کودک (امنیت، محبت، خودمختاری) به‌طور مکرر برآورده نشوند، طرحواره‌ای شکل می‌گیرد که تا بزرگسالی همراه فرد می‌ماند.

آیا این طرحواره‌ها واقعاً منتقل می‌شوند؟

پاسخ پژوهش‌ها مثبت است. مطالعه‌ای روی زوج‌های مادر-دختر نشان داد طرحواره‌های ناسازگار مادر و سبک فرزندپروری‌اش، طرحواره‌های دخترش را پیش‌بینی می‌کنند و حتی شواهدی از انتقال مستقیم برخی طرحواره‌ها («درونی‌سازی انتخابی») بین آن‌ها دیده شده است. پژوهش دیگری روی ۱۲۰ زوج مادر-نوجوان نشان داد این انتقال معمولاً از مسیر تجربه‌های ناگوار دوران کودکی اتفاق می‌افتد؛ یعنی طرحواره به‌تنهایی منتقل نمی‌شود، بلکه از دل همان الگوهای رفتاری تکرارشونده در خانواده به فرزند می‌رسد.

فرق مسیر انتقال در دختر و پسر

نکته‌ی جالب اینجاست که این انتقال در دختر و پسر یک شکل نیست. یک مطالعه نشان داد طرحواره‌ی «آسیب‌پذیری نسبت به بیماری یا آسیب» در مادر، قوی‌ترین پیوند را با افزایش طرحواره‌ها در دختران داشت، در حالی‌که طرحواره‌ی «خودمهارگری ناکافی» در مادر، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده برای دو مورد از طرحواره‌های پسران بود. به بیان ساده، مادری که با محافظت افراطی و نگرانی از خطر جلو می‌آید، این حس ناامنی را بیشتر به دخترش منتقل می‌کند، در حالی‌که ناتوانی مادر در مرزگذاری و خودکنترلی، اثر متفاوتی روی پسر می‌گذارد.

پژوهشی دیگر روی نوجوانان چینی هم نشان داد طرحواره‌های «بی‌اعتمادی/بدرفتاری» و «خودمهارگری ناکافی» در والدین، پیش‌بینی‌کننده معنادار طرحواره‌های نوجوان (چه دختر چه پسر) بودند، هرچند شدت این ارتباط بسته به جنسیت فرزند و فرهنگ خانواده متفاوت است.

سبک فرزندپروری، عامل تعیین‌کننده

نکته امیدوارکننده این است که سبک فرزندپروری می‌تواند این چرخه را تعدیل کند. در همان مطالعه مادر-دختر، فرزندپروری اقتدارگرا (authoritative) — یعنی ترکیبی از گرمی و مرزگذاری روشن — با طرحواره‌های کمتر در دختر همراه بود، در حالی‌که فرزندپروری بیش‌حمایتگر (overprotective)، طرحواره‌های بیشتری در او ایجاد کرد. این یعنی داشتن طرحواره در مادر، سرنوشت قطعی فرزند نیست؛ نوع رفتار روزمره مادر می‌تواند این انتقال را تشدید یا متوقف کند.

جمع‌بندی

طرحواره مادر مثل یک الگوی نامرئی است که نه از راه کلام، بلکه از دل تعامل روزمره، لحن صدا، و نوع واکنش به فرزند منتقل می‌شود. این انتقال در دختر و پسر مسیرهای متفاوتی دارد، اما در هر دو حالت، عاملی که بیشترین نقش محافظتی را دارد، آگاهی مادر از طرحواره‌های خودش و انتخاب آگاهانه‌ی سبک فرزندپروری است.

 

منابع:

• Sundag, J. et al. (2019). Intergenerational Transfer of Early Maladaptive Schemas in Mother–Daughter Dyads, and the Role of Parenting. Cognitive Therapy and Research, 43, 737–747.
• Alaftar, İ., Zeynel, Z., & Uzer, T. (2022). Understanding intergenerational transmission of early maladaptive schemas from a memory perspective. Child Abuse & Neglect, 127, 105539.